جهرم سرزمین کهن
با عرض سلام به هموطنان و همشهریان عزیز
من را ببخشید به خاطر اینکه دیر آپ کردم به خاطر اینکه درگیر چاپ کتابم هستم و وقت ندارم که به وبم برسم.
شعری زیبا از مرحوم حسین حقایق جهرمی که در باره چندی از نقاط سرزمین کهن جهرم گفته است را به شما تقدیم میکنم.
با اجازه رودکی
گود شیربند
بوی جوغ خارقون آید همی جوزی از اون مهربون آید همی
یادتی چنگ و وراء و محد آباد سنگ بازار و دنیون آید همی
گردنه میل و صادق آباد و جمغون از همه ش بو زعفرون آید همی
باز از ژرفای گود شیربند شرزه شیری غرق خون آید همی
گود شیربند است نامی جاودان از سکندر بوی خون آید همی
از هکون اون برنج خوشمزه ش یادی هم از سیمکون آید همی
از حنا و انگورای عسکریش شهد جان پرور برون آید همی
بخش خفر و گلبرنجی را نگر دانش آنجا رهنمون آید همی
عطر تارونه ست یا بوی بهشت کز تو حلق نخلامون آید همی
از بهار لیموو نارنجمون آنچه می خواهی،همون آید همی
از سر هر گلبنی در باغ ها بلبلی چهچه زنون آید همی
باربَد،گویا به سازش زخمه زد چونکه صوت ارغنون آید همی
نغم جانبخش ساز باربَد از فضای شهرمون آید همی
اورمزد جهرمی چوگان زده گوی او از آسمون آید همی
مهرک است این یا تابک جهرمی ست کز ولایت با قشون آید همی
از کلام نافذ خواجه نصیر مثنوی پیر جوون آید همی
بوتراب جهرمی را بوی گل با غزل ها از درون آید همی
از محل های وسیع این دیار مرد گرد و پهلوون آید همی
تا حقایق بوی جهرم بشنوفه گرچه پیره، چون جوون آید همی
مهرداد الطافی