v\:* {behavior:url(#default#VML);}
o\:* {behavior:url(#default#VML);}
w\:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
لباس زنان عبارت بود از: پيراهن، شلوار ( پاچه تنگ)، چارقد، يَل، شليته ، شمد يا چادر نماز، چادر و چاقجور. پيراهن :زنان در قديم پيراهن ساده بلندي تقريبا تا بالاي زانو مي پوشيدند، آستين آنها گشاد و بدون سرآستين بود بعدها از طول پيراهن كاسته شد و تا پائين ناف مي رسيد شلوار : شلوارهاي زنان عموما داراي پارچه هايي تنگ و چسبان بود به همين جهت به آنها پارچه تنگ مي گفتند، اين شلوارها را معمولا از پارچه هاي سياه رنگ مي دوختند و بالاي آن به كمك يكي دو تكمه بسته مي شد. گاهي پايين پارچه ها را با ابريشم يا ريسمان و يا نخهاي نقره اي گلدوزي مي كردند. چارقد : چارقد پارچه هاي چهارگوش يا مثلث شكل بود كه معمولا از تور يا ململ سفيد و يا الوان تهيه مي گرديد. در زير گلو با سوزني آنرا ثابت نگاه مي داشتند. اين سوزن ها در بين زنان اعيان اغلب از طلا ساخته شده و گاهي چند اشرفي كوچك طلا با آن آويخته شده بود. يَل : كتهايي بود كه معمولا از ترمه و يا مخمل و يا پارچه هاي ديگر دوخته مي شد. اين كتها بدون يقه و داراي آستين هاي تنگ بود. شليته : آنچه قطعي است شليته در زمانهاي قديم معمول نبوده و لباس معمولي زنان پيراهن بلند و شلوار بوده است. بعدها پس از آنكه ناصرالدين شاه به اروپا رفته و لباس رقاصه ها را (Ballerine) ها را در اروپا ديده تصميم گرفته كه اين شليته ها را كه شبيه دامنهاي آن رقاصه ها بوده در دربار معمول كند كه بعدا در ساير نقاط ايران متداول شده است. همان طور كه تقريبا در نيم قرن قبل اكثر خانمها پوشيده (Jupon) (دامن هايي كه در زير دامن مي پوشيدند) بين آنها مد شده بود تا دامن رويي فراختر و باز جلوه دهد. شَمد يا چادر نماز : لباسي بود كه به صورت نيم دايره دوخته شده بود و تنها در خانه در موقع مواجه شدن با فردي غريبه و يا هنگام عبادت مي پوشيدند. چادر و چاقچور : چادر لباسي بود كه زنان در كوچه مي پوشيدند و دوخت آن شبيه چادر نماز بود منتهي در جلوي آن قطعه پارچه مستطيل شكلي كه طول آن از پائين تا كمرگاه، و عرض آن تقريبا نيم متر بود، از طرف داخل چادر، ضلع طولي اين پارچه را به فاصله 20 سانتيمتر از لبه چادر به آن مي دوختند و بالاي آن با رشته اي به كمر مي بستند.در شهرهاي بزرگ مانند تهران و غيرو، زنان شيك پوش، بر روي اين قطعه افزوده شده با ابريشم مشكي گلدوزي و يا مشبك كاري و يا Brodrie دوزي مي كردند اين چادر بايستي از پارچه به رنگ سياه باشد. گويا در دوران قديم تر چادر هاي زنان شبيه همان چادر نماز معمولي بوده منتها پائين آن از جلو تا طول تقريبا يك متر به هم مي دوختند. و جنس آن از پارچه هايي بوده كه به آن مَلِه (Mala) مي گفتند و رنگ آن گويا آبي و جنس كرباس بوده است. چاقچور يا دُلاغ (Dolaq) : چاقچور شلوارهاي نيفه اي گشادي بوده كه در محل سرپاچه آن، نزديك قوزك پا، چين مي دادند و از آنجا متصل به پوششي شبيه جوراب هاي ساقه كوتاه مي شد. گاهي چاقجورها را از دو لنگه جداگانه به همان وضع فوق مي دوختند كه در اين صورت به آن دُلاغ مي گفتند.ضمنا اين نكته بايد يادآوري كرد كه زنان موظف بودند در موقع عبور در خارج از خانه تمام صورت و دست و اندام خود را در چادر بپوشانند و تنها چشم خود را نمايان سازند و حتي در موقع خريد و يا گرفتن چيزي از شخص نامحرم، دست خود را در زير چادر پنهان سازند.
لباس زنان عبارت بود از: پيراهن، شلوار ( پاچه تنگ)، چارقد، يَل، شليته ، شمد يا چادر نماز، چادر و چاقجور. پيراهن :زنان در قديم پيراهن ساده بلندي تقريبا تا بالاي زانو مي پوشيدند، آستين آنها گشاد و بدون سرآستين بود بعدها از طول پيراهن كاسته شد و تا پائين ناف مي رسيد شلوار : شلوارهاي زنان عموما داراي پارچه هايي تنگ و چسبان بود به همين جهت به آنها پارچه تنگ مي گفتند، اين شلوارها را معمولا از پارچه هاي سياه رنگ مي دوختند و بالاي آن به كمك يكي دو تكمه بسته مي شد. گاهي پايين پارچه ها را با ابريشم يا ريسمان و يا نخهاي نقره اي گلدوزي مي كردند. چارقد : چارقد پارچه هاي چهارگوش يا مثلث شكل بود كه معمولا از تور يا ململ سفيد و يا الوان تهيه مي گرديد. در زير گلو با سوزني آنرا ثابت نگاه مي داشتند. اين سوزن ها در بين زنان اعيان اغلب از طلا ساخته شده و گاهي چند اشرفي كوچك طلا با آن آويخته شده بود. يَل : كتهايي بود كه معمولا از ترمه و يا مخمل و يا پارچه هاي ديگر دوخته مي شد. اين كتها بدون يقه و داراي آستين هاي تنگ بود. شليته : آنچه قطعي است شليته در زمانهاي قديم معمول نبوده و لباس معمولي زنان پيراهن بلند و شلوار بوده است. بعدها پس از آنكه ناصرالدين شاه به اروپا رفته و لباس رقاصه ها را (Ballerine) ها را در اروپا ديده تصميم گرفته كه اين شليته ها را كه شبيه دامنهاي آن رقاصه ها بوده در دربار معمول كند كه بعدا در ساير نقاط ايران متداول شده است. همان طور كه تقريبا در نيم قرن قبل اكثر خانمها پوشيده (Jupon) (دامن هايي كه در زير دامن مي پوشيدند) بين آنها مد شده بود تا دامن رويي فراختر و باز جلوه دهد. شَمد يا چادر نماز : لباسي بود كه به صورت نيم دايره دوخته شده بود و تنها در خانه در موقع مواجه شدن با فردي غريبه و يا هنگام عبادت مي پوشيدند. چادر و چاقچور : چادر لباسي بود كه زنان در كوچه مي پوشيدند و دوخت آن شبيه چادر نماز بود منتهي در جلوي آن قطعه پارچه مستطيل شكلي كه طول آن از پائين تا كمرگاه، و عرض آن تقريبا نيم متر بود، از طرف داخل چادر، ضلع طولي اين پارچه را به فاصله 20 سانتيمتر از لبه چادر به آن مي دوختند و بالاي آن با رشته اي به كمر مي بستند.در شهرهاي بزرگ مانند تهران و غيرو، زنان شيك پوش، بر روي اين قطعه افزوده شده با ابريشم مشكي گلدوزي و يا مشبك كاري و يا Brodrie دوزي مي كردند اين چادر بايستي از پارچه به رنگ سياه باشد. گويا در دوران قديم تر چادر هاي زنان شبيه همان چادر نماز معمولي بوده منتها پائين آن از جلو تا طول تقريبا يك متر به هم مي دوختند. و جنس آن از پارچه هايي بوده كه به آن مَلِه (Mala) مي گفتند و رنگ آن گويا آبي و جنس كرباس بوده است. چاقچور يا دُلاغ (Dolaq) : چاقچور شلوارهاي نيفه اي گشادي بوده كه در محل سرپاچه آن، نزديك قوزك پا، چين مي دادند و از آنجا متصل به پوششي شبيه جوراب هاي ساقه كوتاه مي شد. گاهي چاقجورها را از دو لنگه جداگانه به همان وضع فوق مي دوختند كه در اين صورت به آن دُلاغ مي گفتند.ضمنا اين نكته بايد يادآوري كرد كه زنان موظف بودند در موقع عبور در خارج از خانه تمام صورت و دست و اندام خود را در چادر بپوشانند و تنها چشم خود را نمايان سازند و حتي در موقع خريد و يا گرفتن چيزي از شخص نامحرم، دست خود را در زير چادر پنهان سازند.
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت 23:54 توسط مهرداد الطافی
|
مهرداد الطافی